
سپس اندیشه های لاجوردی در پی غرور دهشتناک ابرهای بارور نضج شده مرا روانه خوابهای شب میکند آیا ستاره زندگیم مرا بی مثال مورد رافت قرار می دهد امروز هم بی مثال خواهد بود او آرام مرا صدا می زند انگار می خواهد بخوانم قل یا ایهالکافرون لا اعبد ما تعبدون ولا انتم عابدون ما اعبد ولا انا عابد ما عبدتم ولا انتم عابدون ما اعبد لکم دینکم ولی الدین چه ذهن آشفته ای دارم بی سبب نیست جزء درسهای تحصیلی انشاء هم در نظر گرفته شده چند نوبت این سوره را تکرار کردم تا این آیات نوشته شد آیا وضو باید داشت که دست ب...
ادامه مطلب
درخت آرزوهااگر که رها شده توسط مستغیثین گذاشته شود می تواند شرک در دین شود همه بر شاخه هایش گره می زنند واینبار کسی شاید نتواند نوشته ای از آن را بخواند یک توپ به خودی خود شاید فقط ارزش مادی اش را پرداخت کنیم اما توپی که در فینال مسابقات گلهایی را به...
ادامه مطلب
تو تلگرام هرچی خبر داغ روزه رو پاک میکنم اصلاً حال وحوصله ندارم که قطره ای از موج باشم و تحلیلی بر خبرها داشته باشم نه اینکه شخص منفعلی هستم نه ولی من از درون کی آگاهم که بخواد روی من تأثیر خاصی داشته...
ادامه مطلب
سلامxa0 بر همه بر آنچه که دمید از فجر تا طلوع انگار که دمیده شد از روح تا امروز که او رفته مرده وبین ما نیست . میخواهم که بر قبرش قران قرائت کنم اما او در دوردست ها خوابیده وامروز مرا انگیزه ای برای رف...
ادامه مطلب
خانه حریمی برای زیستن و سهراب میخواهد دل درونیمان چون دانه های انار پیدابود ومن میدانم که من بر تمامی منیتهای درونی خود فائق آمده اما پروازی به من هنوز دست نداده است آیا من برخلاف مسیر رود شنا می کنم ...
ادامه مطلب
دیروز فیلم پادشاه جزیره شیطان رو دیدم دربند نمودن نوجوانانی در حیطه سلیقه هاومن احساس کردم که 3019 از آزادی وال در دریا لذت می برد او عین آزادی را لمس کرده ومن در تپش ثانیه ها بررسی از مرجع رهایی طبق کپی رایت شان را خواهان بودم ...
ادامه مطلب
دیشب با حسی غریب خودم را جستجو می کردم در دغدغه های زمان اسیر گشته ام چقدر از این جاده لایتناهی باقیمانده است ومن در آستانه چه تلاطمهایی قرار دارم . کاش می شد عذر خواست که خواسته ام ومن در این کش و قوسها حقی را برای کرامت نفسم جویا می شدم خودم را در زیر این زمانه تنها یافته ، برای خود دلجویی می کنم ...
ادامه مطلب
صخره های وجودم مرا با اندوهی قابل لمس با سیلابها مواجه می سازد ومن در شمال شنیدم که گفته شد این دریا شاهد مهاجرت زنان بی پناه است که خیلیها در این پناهندگی ها کشته می شوند وما در حال تفریح وبی خیالی بسر می بریم واینجا نقطه صفر است ومازاد این جفنگیات را چه کسی پشت قباله ما کرده نمی دانم . کاش این نازهای بی واژه خریداری می شد تا سرمایه بزکهای ما بشود نمی دانم چند روز دیگر خود می توانم از این کلمات حس امروز را به یاد بیاورم . مادرم در حال خالی کردن دیگ نذری وپخش نذری بود که آمدند از او فیلم بگیرند...
ادامه مطلب
سیب سرخ رؤیاها را مثل گل در آورده به آن میوه آرایی می گویند کاش که من هم کمی سعی کنم تا یاد بگیرم ولی ای خوابیده من ، من از سفری می گویم که باید پربار باشد ومرا در عطسه ها نیز آزردند ومن بهایی ندادم زیرا سکوت من راهم راxa0هموار می کند . حالا از خوشیهایم بنویسم که شاید لبخند ماندگارش بر لبانم باشد . آینه دیدارها را تجدید می کند ومن شاید خرسند روزگار وصالم . مادر نیست وپدر در خانه ومن در کشاکش لحظه ها برای رسیدن به خانه . ...
ادامه مطلب