روز پرستار

خرید بک لینک
کسی پرستار او نیست که من باشم او خود پرستار من شاید باشد . یاد سارا افتادم که تولد را دوست دارد ومن شاید و اینچنین من بر فرق سر مسح پاکی می کشم که چه را ثابت کنم من در وضو چرا مسح می کشم فقط در اندازه ومن چگونه اندازه در مراوده هایم باید بردارم صدا آمد که تو از مسح می پرسی جواب دادم چگونه است واو اینچنین پاکیش را تشبیه کرد که هرگز اوراگزندی از این نواحی نخواهد داشت من خواستم بیشتر توضیح دهد واینبار اومرا ارشاد کرد با انتخابم در ورود به مسلخ انگار که توشه می فرستی واین اندازه ها و شعائر حتی در وادی احرام مارا تمیز می دهد تا ما از خاصان باشیم نمیدانم چرا دانشم در این وادی اندک شد در حالیکه اعتقاد داشتم باید قوی باشم هرچند گامم کوتاه ولی نشد ومن متولی امر عظیمی شدم اما تنها واین تنهایی وادی مرا در حریمی مشخص قرارداد هر روز صدای اذان را می شنوم اما من از راهی دیگر عبور می کنم وشاید اوهم مرا در مسیری خاص ببیند او از شفا می گوید واینبار من سکوت می کنم من دوست دارم کسی بیماری قند مرا هم شفا دهد واو از نیتی می گوید نمیدانم انگار که شفارا او طراوت خواهد داد . خدا کند که بیاید و آستانه اش مریدانش شفا یابند .

مدرس...

ما را در سایت مدرس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 2:19

صفحه بندی