سلام من میخواهم یک نامه اداری بنویسم واز توانایی های بالقوه ام هم استفاده کنم بارش باران تمام شده ونور آفتاب گریزی می زند و انگار آسمان آرام شده اینگونه شروع به نوشتن می کنم از علی (ع) محور عدالت پرور به مسئولین طریقت پیشه علی . هنوز تصمیم ندارم وقت قبلی بگیرم واز دردهای ناگفته پرده بردارم که این مردم بسیارند اما آنچه من می نگارم فلسفه ایست که همه از آن دم می زنیم ولاغیر . احدی از کارکنان هستم ومن از روی اجبار در این نامه از خواسته قلبی خود می نویسم خواهرم . او سالهاست در انتظار است ومن میدانم چقدر لطیف با مشکلات کنار می آید وقتتان بخیر که خیلی وقت است آفتاب حقیقت پرده افکنده من را به صاحب تان ببخشید ومرا
منیره نخوانید که من از کودکی تا بحال قدر سرسوزنی از اعتقادم نسبت به این ادعاها نکاسته ام . کاش من روزی یکساعت هم مطالعه داشتم تا در پاسخ به همکارانم اینقدر شرمنده تر نمی شدم . آفتاب منزل ما
ماه منیر خانه ما وقطب عالم امکان منزل ما ومن اینها سرشماری خانوادگی ماست ومن میخواهم باورم را باور دارید که بعضی چیزها قابل جبران نخواهد شد ومن نگران این انتظار هستم زنگ را بنوازید تا جملگی با من از سرنوشت رقم شده باز آییم انشاء الله . راستی من با چه کسی صحبت داشتم واز حق و حقوق خواهرم نوشتم شاید با آقای دکتر فرهادی نه انشاءالله که ما جملگی مورد رأفت اسلامی قرار بگیریم . نه مدرس...
ما را در سایت مدرس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 2:19