در کشیدن تابلوی نقاشی کپی برداری نمی کنم ودر تصوراتی که بر
رنگها دارم قلم را در رنگ زده تصاویری می آفرینم از سبز برای طبیعت از آبی برای آسمان گاهاً ابر سفید وتلفیقی از رنگهای زردو نارنجی در برگهای افتاده بر جاده آبی زلال در مسیری نا منتها ومن در مسیری دهساله تقلای نامنتها شدن ندارم . استاد از زن ژنده پوش می گوید که در این قوس وقزح ها در تابلو جان بگیرد می بالد که وجودی چون خلیفه الله با قلم جان بگیرد ولی جز بیچارگی بر این پیکره تندیسی نیست چه رنگی بر رخش زنیم تا او آداب دان فلسفه بشری شود می گوید او زلیخا است وجان دهید که او با زبانش به بهترین شیوه عبادت خدا بر زمین می کند انشا ءالله . مدرس...