سلام نمیدونم چه خبراست من دوست دارم فرسنگهاراه را با او بروم تا به او برسم من میخواهم زمان شمارش معکوس بگردد . اما چه من میدانم او نزدیک است اما چرا آینه وار مرا در کنار خود فرا نمی خواند من که تجسم خواسته های او هستم و خواهم بود انشاء الله جرأت ندارم کتیبه نویسی کنم خداحافظ شبهای تنهایی خداحافظ دوران بندگی من اورا صدا خواهم زد. امروز گلایه آقامیرزایی ومرادی را کردم مبشرم اومد انگار خونه الشتر را که می خواست به ناتوری بده به ما واگذار کرده نمی دانم این شبها برای خوشگذرانها چگونه سپری میشه در سالنهای مختلف با اجرای موسیقی و پذیرایی و جاده های طبیعت ووو اینهارا من نگذرانده ام من این همه تنها نمانده ام که بگویند ما کردیم که اینجوری شد من تنها هستم تا او مرا سزاوار وصل بخواند خداحافظ رفیق دروغگو برای من از هجو روزگار نگو بیا که آمدنت دلها را صفا بخشد خداحافظ امین من از امانی چه بگویم که سلامتیش را خواستم واز خود که تنها تورا می خواهم.
مدرس...ما را در سایت مدرس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105