در خواب بودم شاید خواب یا یک رؤیا قدمهای مولایم را میدیدم که به محل شهادت نزدیک می شد صدایش میزدم از ته دل برایش گریه می کردم یا حبیبی . چقدر علی (ع) را کوتاه درک کردم . سالهاست که میگذرد ومن هنوز عشق خاصی را در پس قلبم در گنجینه اعتقاداتم دردل دارم .وحالا نمیخواهم باردیگر علی زمانم را در پس غمی ببینم که ملت را اندوهگین کرده است این ملتی که شهادت را می طلبد . اورا علی گونه در بطن بستر ولایت میبینم کاش ملت ایران بمیرند اما اندوه ولی خودرا اینگونه نبینند . سابق براین من وقتی از قیاس زمان صدر اسلام وزمان حاضر صحبت می کردیم می گفتم حضرت علی (ع) چگونه با زن بیوه ای که شوهرش رادر جنگ از دست داده بود روبرو و ایشان را بواسطه غفلتش مکدر می سازد میگفتم الان بواسطه موبایل و فضای مجازی اگر عصر علی (ع) هم بودیم حضرت را بواسطه هزاران دلیل فقر شماتت می کردند . اما این روزها صحبت از اندوه مقامات است اندوه سپاه و همه از جمله خودم که چه خانواده هایی در حسرت از دست دادنهایشان به سوگ نشسته اند و چه سخت است بازگویی این سخن که همه ما عزادار این رخداد هستیم . دلم می خواهد دشمن را با انتخابهای امروزمان شاد نکنیم . شیطان آشیانه دارد وما اینک برگ برنده ای را بواسطه این رخداد به دست دشمن داده ایم همه غمگین هستیم . عملیات ما یا زهرا بود حتماً بانوی نستوه خستگی ناپذیر در خط ولایت اینبار با زلال وجودش این غبار سانحه را از قلبهای همه منتظران فرزندش پاک می کند چه که درخت انقلاب ما ثمری را شایسته تر از این ثمر لیاقت بود وما تحویل دهندگان پرچم ظهور ایستاده ایم تا خبرهایی قد خمیده مان را راست کند وعجل لولیک الفرج
مدرس...ما را در سایت مدرس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 99